قبلش خیلی ذوق و شوق داشتم اما یکی همه ی این ذوق و شوقمو نابووود کرد اصن حس خوبی ندارم دیگه حوصله آپ کردن ندارم شاید دیگه آپ نکنم نمیدوونم.... سلااااااااااااااام سیلاااااااااااااااااااااام سلوووووووووووووووووووم وااااااااااااای که چقد دلم براتوووووون تنگیده بووووووووووووووووووووووووووووووووود همش دلم میخواس بیام و وبمو آپ کنم اما این درسای لعنتی حتی فرصت آب خوردنم بهم نمیدن.خلاصه حسابی چسبیدم به درس آخه امسال امتحانا نهائیه دیگه معدلمم که تو کنکور تاثیر داه واسه همین از الان باید حسااااااااااااااااااااابی بشینم بخوووونم.باور کنید تو این چند هفته که از مدرسه ها گذشته تاحالا فقط 7 تا امتحان دادم تونم چه درسایی حسابان و جبر و هندسه و فیزیک و......... خلاصه دیگه دارم خودمو میکشم که یه نتیجه ی خوب بگیرم واااای یادم رفت اصن چی میخوااااااسم بگم...... ممممممممممممممم آهان یادم اوووومد. دوووووووس جوووونام امروز تصمیم گرفتم که تو این آپم واقعا ازینکه دیر به دیر وبمو آپ میکنم ازتووون معذرت بخواااااام.شرمنده...... از دووووستای گلمم که بهم اس میدنو به فکرمن هم تشکر میکنم .از همتوووووووووووووون بخااااااطر همه چی وااااقعا ممنون.مرسی که این وبو با همه ی خوبی و بدیاش تحمل میکنین دیگه وقت ندارم بیشتر ازین بنویسم.باید برم سراغ درسام.فقط خواسم ازینکه دیر به دیر آپ میکنم ازتون معذرت بخوااااااام رااااااااااااااااااااااااااااسی توروخدا وااااسم دعا کنین که به نتیجه ای که میخوام برسم........ دیگه همیییییییییییییییییییین. بهترینا رو وااااستوووون میخوام مواظب خودتووووونم باشین عاچقتو....ووو.....وونم خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بعضت رو بفرستی پایین اما یه دفعه اشک از چشمات جاری بشه... خیلی سخته که کسی رو دوس داشته باشی اما ندونه... خیلی سخته که دوستش داشته باشی و نتونی باهاش بمونی.... خیلی سخته که ازت بپرسه:حاضری باهام بمونی؟ و تو با اینکه آرزویی جز این نداری فقط بخاطر خودش مجبور باشی بگی نه.... خیلی سخته که عزیز ترین کست ازت بخواد فراموشش کنی..... خیلی سخته که عشق رو از نگاه کسی بخونی اما نتونه بهت بگه....!!!! خیلی سخته....... یک ماه هممون سحرا با چشم خواب آلود پای سفره نشستیمو با هزارتا هول و اضطراب هی یه قاشق میخوردیمو میرفتیم یه لیوان آب میخوردیم دوباره میخوردیمو پشت سرش یه لیوان آب........ خلاصه بعضیامون انقد میخوردیم که وقتی اذان رو میگفتند و میخواستیم نماز بخونیم از بس تا گلومون خورده بودیم موقعی که میرفتیم سجده احساس میکردیم غذا تو گلومون گیر کرده و انگار یکی داره هل میده همه چی رو پایین.یا اونقد آب خورده بودیم که وقتی راه میرفتیم صدای قلب قلب تکون خوردن آب رو میشنیدیم. خلاصه خیلیامون میگرفتیم میخوابیدیم تا افطار که تشنه یا گرسنه نشیم.اما بعضیام مثه من از صبح تا شبش رو کلاس بودنو کلی مشغول بودن.من که همش ۱ ساعت بعد از افطار میرسیدم خونه.وقتیم که میومدم خونه از خستگی دلم میخواس حتی بدون افطار بخوابم. خیلیام مثه بچه ها موقع افطار با هزارتا ذوق مینشستن سر سفره و چشاشونو به ذولبیا بامیه های خوش رنگ میدوختنو دعا دعا میکردن که اذان رو بگن و حساب اون ذولبیا بامیه هایی که بهشون چشمک میزدنو برسن.خیلیام تا قبل از افطار از گرسنگی حتی نمیتونستن راه برن اما تا صدای دلنشین اذان رو میشنیدن انگار همه ی اون گرسنگیشونو فراموش میکردنو سجادشونو پهن میکردنو میرفتن به سمت نیایش با خدا...... آخ خدا چقد این لحظه ها با همه ی سختی هاش قشنگ بود.... چشامونو بهم زدیمو ۳۰ روز گذشت.چقد سریع گذشت..... حالا بعد از این ۳۰ روز خدا این عید قشنگ رو به هممون عیدی داده.همون عیدی که بعد از این چند روز تحمل کردن گرسنگی و تشنگی و سختی واسه هممون مثه عسل شیرینه. سعی کنین طعم این عسل شیرین رو زیر زبونتون حفظش کنین چون تا سال دیگه باید منتظر بمونیم که دوباره خدا بمون عیدی بده.پس: مثه همیشه عاچقتونم...... تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است.... و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است توجه سیلااااااااااااااااااااااااااااام عسلللللللللللللللللللللللللل مسلاااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوفین؟؟ خوشین؟؟؟چطوریانا؟؟؟ آخه از صبح تا شب کلاس بودم همه رو تازه فردام میان ترم زبان دازم.وقت نکردم هیچی بخونم. هی وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای من.......... بگذریم.خیلیتون نظر خصوصی گذاشته بودید که آپ جدیدم کدومه.آخه من 2 تا پست ثابت گذاشتم بعضیاتون با آپ جدیدم اشتباه گرفتین.خوب حقم دارین.ولی اینو بدونین که آپ های جدیدم بعد از اون 2 تا پست ثابته یعنی در واقع سومین پست آپ جدیدم حساب میشه. هه..یکی واسم تو نظرا نوشته بود آقا آتیش بازیه اینجا؟؟؟؟؟ یکی دیگم نوشته بود یه بچه میاد بیاد وبتو ببینه وحشت میکنه .راس میگه خدائیش وبم شده آتیش بازی فقط. تو مایه ها چهارشنبه سوری و اینا......... اوووووووووووووه چقد رفتم تو حاشیه.آقا ولش وب ما اینه دیه.ما اینجوریم. راسی اینم بگم که دوسااااااااااااااااااااااااااااااای گلم که وبشونو آپ میکنن حتمابهم خبرشو بدن که بیام آپ شونو ببینمو نظر بذارم براشون آهااااااااااااااااااااااان یادم رفت اینو بگم:نماااااااااااااااااز روزه هاتون قبووووووول قلفووووووونتون برم منو یادتون نره دعا کنینا. دیگه همین.چیزی یادم نمیاد بگم.بازم از همتون ممنون. تا آپ بعدی بااااااااااااااااباااااااااااااااااای عاچقتونم
تو
و یک عالمه حرف…
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد . . .
من آمده ام وای وای من آمده ام.....
.
.

![]()





![]()


![]()






| Design By : RoozGozar.com |



























































































